این سایت محصول یک دغدغۀ شخصی نسبت به گسترش محتوای مفید در وب فارسی است که در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات اقدام به انتشار مقاله خواهد کرد. این پروژۀ فرهنگی در حال گسترش است و از هرگونه همکاری و پیشنهاد شما دوستداران فرهنگ و اندیشه در جهت ارتقای سطح کیفی سایت، صمیمانه استقبال خواهد شد.
خط مشی و اهداف سایت بدین ترتیب اعلام خواهد شد:

- کمک به گسترش محتوای مفید در وب فارسی
- ایجاد یک منبع مقاله در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات
- کمک به نشر الکترونیکی آثار نویسندگان جوان و ناشناخته
- جمع آوری آرشیوهای کهنه در وب، بازآوری و دسته بندی آن

با سپاس و احترام: نصور نقی پور

خبرنامه

برای دریافت آخرین مقاله های سایت نصور، با وارد کردن ایمیل خود و تایید کردن لینکی که توسط feedburner به آدرس ایمیل شما ارسال می شود، عضو خبرنامه بخش مقاله های سایت شوید

خبرنامه که حاوی آخرین مقاله ها می باشد هر روز ساعت پنج عصر به وقت تهران به آدرس ایمیل شما ارسال می شود.

جستجو در محتوای مقالات سایت نصور
Loading
شرطهای فلسفه و تولید حقیقت
بر وفق نظر بدیو ، فلسفه تحت چهار شرط ( هنر/عشق /سیاست / و علم ) امکان بروز و ظهور می یابد که به عقیده ی وی رویه های حقیقت به شمار می آیند ، بدین معنی که رویه های مزبور تولیدکننده ی حقیقتهای فلسفی اند . بدین ترتیب ، فلسفه بر پایه ی حقیقتهایی کثیر عمل می کند و خود به هیچ روی حقیقتی نمی آفریند .

وانگهی، در تفکر بدیو فلسفه های مضاف ( مانند فلسفه ی هنر / سیاست /عتم ) جایی ندارند .فلسفه مشروط است به رویه های جهارگانه ی یاد کرده ، اما در هیچ یک از آنهابه اصطلاح کار تخصصی نمی کند .بدین اعتبار ، بدیو با هر گونه تقسیم آکادمیک فلسفه به شاخه ها و شعبه های به ظاهر عینی مخالف اتست . از دید وی ، رشته های موسوم به معرفت شناسی ( فلسفه ی علوم ) ، زیبا شناسی ( فلسفه ی هنر ) ، روان شناسی ( فلسفه ی عواطف ) یا (فلسفه ی سیاسی ) ( فلسفه ی کرد و کارهای قدرت ) نه موضوعیتی دارد نه جذابیتی . از این گذشته ، بدیو در همه ی نوشته هایش پیوسته تاکید می کند که فلسفه می باید از وسوسه ی نسبت دادن ِ حقیقت ِ ویژه ی خود به حقیقت ِ هر یک از گفتارهای جاری بپرهیزد ، فرآیندی که او از آن به ( فاجعه ) یا ( خانه خرابی ِ ) فلسفی تعبیر میکند .او اغلب می کوشد ( بخیه گاهها ) یا نقطه های نادر و استثنایی ِ پیوند خوردن حقیقتهای تولید شده به دست گفتارهای مختلف را بیابد . مفهوم رویه ی حقیت به نزد بدیئ متضمن انکار یا رد واقعیت خارجی نیست . بدیو ، به تاسی از لاکان ، تعبیر ( امر واقعی ) را برای اشاره به آن عرصه یا فضای واقعیت ِ موجود اما نمادین ناشدنی به کار می برد که تنها می توان به میانجی رویه های حقیقت و با عطف ِ نظر به گذشته در آن تفکر کرد. از این روی ، درست است که دسترسی به امر واقعی تنها به مدد یک رویه ی حقیقت امکان می پذیرد ، امر واقعی در عین حال همچون حدئ خارجی بر امکان تولید حقیقت در خلال رویه های چهارگانه عمل می کند .

پایه های هستی شناسی مدرن
شالوده ی بخش عظیم قضایا و اجکام فلسفی ِ بدیو را باید در شاهکار وی ، وجود و رخداد ، جُست که نحستین بار در ۱۹۸۸ در فرانسه منتشر شد. در آن کتاب بدیو میکوشد از خلال نقد ِ هستی شناسی پسا ساختارگرایانه و ساخت گرایانه که از دید وی جایی برای فاعلیت بشری و عاملیت انسانی باقی نمی گذارند ، تفسیری تازه از هستی شناسی به مثابه ی ریاضیات و بالاخص نظریه ی مدرن محموعه ها بدست دهد تا مبانی محکم و متینی برای پرداختن نظریه ای نو راجع به سوژه فراهم آورد جاصل تلاش او آمیزه ای بدیع چه بسا غریب از فرمولهای دقیق ریاضی وتفسیر آثار شاعران و متفکران دینی ای چون مالارمه ، هولدرلین و پاسکال بود . غرابت کار او برای دانشگاهیان انگلیسی زبان چندان بود که وجود و رخداد تنها نزدیک به دو دهه بعد از اولین انتشارش به انگلیسی منتشر شد . وجود و رخداد همان طور که از عنوانش بر می آید دو رکن اساسی دارد : از سویی ، وجود که عرصه ی هستی شناسی است ، یعنی ( علم وجود بماهو ) یا وجود فی نفسه ، و در مقابل عرصه ی رخداد که چونان گسستی در بدنه ی هستی شناسی روی می نماید وبه لطف آن ، سوژه خود را در مقام سوژه ای می یابد که با نامیدن رخداد و وفادار ماندن بدان با حقفیقت پیوند می یابد – حقیقت به مثابه ی رویه ای که سوژه خادم و کارگر آن به شمار می آید . بدیو برای سخن گفتن از این معنای وجود و گسستی که معرف رخداد است از نظریه ی مجموعه ها و به ویژه روایت ِ اصل موضوعی آن مدد می گیرد . به زعم بدیو ، مسئله ی مهمی که سنت فلسفه ی یونان با آن درگیر شد اما هرگز از عهده ی حل و فصل منسجم و عاری از تعارض آن بر نیامد این مسئله بود که در حالی که خود ِ موجودات کثیرند و برحسب کثرتشان اندیشیده می شوند ، خود ِ وجود واحد و یگانه انگار می شود ، یعنی ، وجود در چارچوب اندیشه ی یک یا احد به فکر در می آید و همین دو راهه است که کار تفکر را در همان گامهای نخست به بن بست می کشاند . راه حل بدیو برای رهانیدن تفکر از این تنگنا تصمیمی فلسفی است بر اعلام این گزاره که : احد نیست . و از آنجا که هر هستی شناسی ِ واحدمداری در نهایت به الاهیات می انجامد ، بدیو ریاضیات را به عنوان گفتار درخور برای سخن گفتن از وجود بر می گزیند و به طور مشخص ، نظریه ی مجموعه ها را که اصول موضوعه اش از دید وی در حکم ایده های امر کثیرند.

رخدادها
به جرئت میتوان گفت آنچه بدیو را از اکثر نامهای فلسفه ی ربع پایانی قرن بیستم متمایز می سازد برداشت نو آورانه ی وی از پاره ای مضامین و مفاهیم دیر آشنای فلسفه ی کلاسیک بوده است . اما شاید بارزترین فلسفه ی وی همانا مفهوم ( رخداد ) باشد . رخداد برای بدیو نمودگار چیزی است که در عرصه ی وجود و در گفتار هستی شناسی تمییز دادنی نیست . پس مسئله ی اساسی برای او این است که چگونه می توان از آنچه تمییز ناپذیر است بهره گرفت . این مسئله برای بدیو حیاتی است . چون اگر آدمی جهان را فقط بر مبنای آ نچه تمییز دادنی و بنا بر این دارای نام ، یعنی بازنمودنی در عرصه ی نمادین ، است تفسیر و تعبیر کند دیگر جایی برای سوژه بودن / شدن ِ راستین باقی نمی ماند .

رخدادها در زمانها و مکانهایی خاص به وقوع می پیوندند و بر خلاف پیشامدهای جزئی زندگی هر روزه از نظم جا افتاده ای امور پیوند می گسلانند . اگر رخدادها به مثابه ی استلزام هایی برای آن نظم باز شناخته شوند ، آن گاه میتوان به آغاز دگردیسی ِ وضعیتی که در متن آن روی داده اند امید بست . در نظر بدیو ، این رخدادها هیچ شالوده ی عینی یا علت قابل تعیین کردنی ندارند و از هیج وضعیت دیگری برون از وضعیت خاصی که در دلش روی می دهند سرجشمه نمی گیرند ، و از همین رو در قاموس هستی شناسی ِ وی ، رخداد به مقوله ی ( آنچه – وجود-بماهو-نیست )تعلق دارد.درهمین نقطه است که نظریه ی نوین بدیو در خصوص کردار هدفمند از الگوی مارکسیستی و موجبیت گرایی آن می بُرد :

مهم ترین ویژگی هر رخدادی هر آینه امکانیت یا حدوث مطلق آن است.

فلسفه ی بدیو همچون هر تفکر انقلابی ، درگیر مسئله ی رابطه ی میان کنش و ساختار ، عاملیت و موجبیت ، فاعلیت و وضعیت است . مسئله ی جدا کردن کنش از تکرار ساختار اجتماعی ، به نوعی ، حاصل مواجهه ی ساختارگرایی و مارکسیسم است . از طرف دیگر ، معضل طهور سوژهای جدا از ( هگو ) و عتایق و منافعش در متن یک کردار هدفمند مشخصا مسئله ی لاکانی است ، سوژه ی میل در واکنش به ( قطع ) جریان تفسیر روانکاوانه سر بر می آورد که در عین حال معیار ساخنار ناخودآگاه را به دست می دهد . بدیو در وجود و رخداد برای تبیین چند و چون ظهور تفکر به رخداد ، به طور خاص ، هیچ یک از این گفتارها را ( نظریه ی گسست معرفت شناسی ، سوژه ی میل لاکانی و سوژه ی انقلابی مارکسیستی )  برتری نمی دهد و در عوض ، به مالارمه روی می آورد و ساختار رخداد را مشروط به شعر ریختن تاس وی می سازد.

این حکم که ( امر نو در ساحت وجود رخ می دهد ) نتیجه ی هیچ استنتاج فلسفی نیست ، بلکه حاصل قسمی مشروط ساختن ِ فلسفه است و در نهایت شان یک ایده ی فلسفی را دارد : یک فرضیه ، یک اصل ، و یک تصمیم . پیامدهای انکار این فرضیه به همان پایه که واضح اند ،نا مطلوب اند . در پس پشت چنین انکاری همان شعار دیر آشنای نویسنده ی کتاب جامعه نهفته است که در زیر خورشید هیچ چیز تازه ای در کار نیست .الیور فلثم مترجم وجود و رخداد به زبان انگلیسی ، پیامدهای این انکار را به قرار ذیل دسته بندی می کند :

تخصصی شدن ِ مدرسی ِ فلسفه

فلسفه در مقام تسلی یا تشفی

قلسفه به مثابه ی مُد

این سه ، به تعبیر او ، تشکیل ِ تثلیثی نا مقدس از سه تقدیر فلسفه در جهان امروز می دهند . این همه ، به معنای پایان فلسفه است . در مقابل ، کوشش فلسفی بدیو مثضمن آمیزه ای است از اضطراب ، وسواس و میل که فلسفه را وا می دارد به گردش مدام میان تاریخ فلسفه ، نظریه ای در باب سوژه ، حقیقت و مسئله ی ظهور یا پدیدار ، و رویه های حقیقت در زمانه ی او .

منبع : بنیاد کلی گرایی/پل قدیس و منطق حقیقت

مقاله های پیشنهادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>