این سایت محصول یک دغدغۀ شخصی نسبت به گسترش محتوای مفید در وب فارسی است که در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات اقدام به انتشار مقاله خواهد کرد. این پروژۀ فرهنگی در حال گسترش است و از هرگونه همکاری و پیشنهاد شما دوستداران فرهنگ و اندیشه در جهت ارتقای سطح کیفی سایت، صمیمانه استقبال خواهد شد.
خط مشی و اهداف سایت بدین ترتیب اعلام خواهد شد:

- کمک به گسترش محتوای مفید در وب فارسی
- ایجاد یک منبع مقاله در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات
- کمک به نشر الکترونیکی آثار نویسندگان جوان و ناشناخته
- جمع آوری آرشیوهای کهنه در وب، بازآوری و دسته بندی آن

با سپاس و احترام: نصور نقی پور

خبرنامه

برای دریافت آخرین مقاله های سایت نصور، با وارد کردن ایمیل خود و تایید کردن لینکی که توسط feedburner به آدرس ایمیل شما ارسال می شود، عضو خبرنامه بخش مقاله های سایت شوید


حتما از طریق کلیک بر روی لینک ایمیل ارسالی از feedburner عضویت خود جهت دریافت روزانه مقالات را تایید کنید

خبرنامه که حاوی آخرین مقاله ها می باشد هر روز ساعت پنج عصر به وقت تهران به آدرس ایمیل شما ارسال می شود.

گزارشی از خواب های شاهنامه و برخورد هوشمندانه ی فردوسی با نمادها

ادامه مطلب

برخي‌ از پيروان‌ مزديسنا آيين‌ خود را ديني‌ مي‌شمارند كه‌ همچون‌ مسيحيت‌ و اسلام‌ از طرف‌ خدا وحي‌ شده‌ است‌، و از اين‌ رو نبايد آن‌ را در شمار نظامهاي‌ فلسفي‌ درآورد. اما هيچ‌ دين‌ آسماني‌ نمي‌تواند به‌ جلب‌ اعتقاد و ارادت‌ مردم‌ خردمند و روشنفكر اميدوار باشد، مگر اينكه‌ تعليماتش‌ بتوانند در برابر محك‌ عقل‌ بايستند. از اين‌ جهت‌ دين‌ زرتشت‌ را نيز كه‌ مانند ساير اديان‌ جنبه‌ي‌ فوق‌ طبيعي‌ دارد، مي‌توان‌ از لحاظ‌ فلسفي‌ مورد داوري‌ قرار داد.

ادامه مطلب

جوزف باتلر (Joseph Butler), الهيدان و فيلسوف اخلاق انگليسي (1692-1752 ) در يكي از مواعظ خود مي‌گويد: «امور و افعال همانند كه هستند و آثار و نتايج آن‌ها همان خواهند بود. پس، چرا از فريب خوردن خوشمان بيايد؟» آيا واقعيت‌ها تابع عقايد ما مي‌شوند يا عقايد ما بايد از واقعيت‎ها تبعيت كنند؟ آيا واقعيت‌ها همانند سايه به دنبال عقايد ما مي‌دوند يا عقايد ما بايد سايه وار، در پي واقعيت‌ها روان باشند؟ آيا عالم، براي اينكه عالم باشد بايد خود را با عالم وفق دهد؟ جهت انطباق از كدام سو به كدام سو هست و بايد باشد؟ آيا انطباق يافتن واقعيت‌ها با عقايد ما ممكن است؟ آيا انطباق يافتن عقايد ما با واقعيت‎ها مطلوب نيست؟

ادامه مطلب

والاترين آرمان کنفوسيوس حکومت جهاني بود که آن را «هماهنگي بزرگ» ( Dadung ) مي‌خواند. به اعتقاد او اولين پله پيشرفت اجتماعي به صورت يک «جهان بي نظم» آشکار مي‌شود. پله دوم به شکل يک «جهان آرامش کوچک» يا نزديک شدن به صلحي که همه اميرنشين‎ها را از نظم برخوردار مي‎گرداند. پله سوم «هماهنگي بزرگ» ساده و دلپذير است که وصفش اين است: آنگاه که « دائو» بزرگ را عمل مي‌کردند يک روح بهروزي همگاني جهان را سرشار کرده بود.

ادامه مطلب

در وهله‌ اول، ديدگاه شريعتي در قبال مارکسيسم‏ متناقض به نظر مي‏آيد. گاهي شديدا به محکوم‌کردن آن‏ مي‏پردازد و گاهي نيز در جاي ديگر مفاهيمي را از آن‏ آزادانه به عاريه مي‏گيرد. اين تناقض ظاهري، باعث مي‏شد که بعضي‏ها او را از نظر سياسي ضدّ مارکسيسم قلمداد کنند، ديگران تصور مي‏کردند که او مارکسيستي ا‏ست که‏ عقايد واقعي خود را تحت پوشش اسلام پنهان مي‏دارد، افراد ديگري هم بودند که او را يک فرد مبهوت و يک‏ روشنفکر متحيّر معتقد به خط سوم قلمداد مي‏کردند. اين تناقض ظاهري، هنگامي برطرف مي‏شود که‏ بدانيم از نظر شريعتي سه مارکس و بنابراين سه تعبير مارکسيستي جداگانه وجود دارد...

ادامه مطلب

اگر تنها یک چیز وجود داشته باشد که وولف بیش از همه دوست داشته باشد، آن جمله های نا تمام، مکالمه های شکسته ، و سوالهای بی جواب و بی قاعده است. مانند خطهای هادی که طرح مبهمی دارند و زود از هم می پاشند. همین چیزها ویژگی خاص پوچ و بیهوده ی خود را به زندگی پارجیترها و دوستانشان در رمان سالها می دهند. آنها آدمهای بسیار خوبی هستند، اما هیچ نیازی ندارند، چیزی نمی خواهند، و به هیچ جایی در زندگی شان نمی رسند. به نظر می رسد که نویسنده از این موضوع آگاه است و شخصیتهایی را برای ارائه قضاوت در باره ی این آدمها معرفی کرده است. این شخصیتها رویای عملکرد متفاوتی نسبت به افراد قبلی را در سر می پرورانند، اما تفاوتی که آنها مجسم می کنند آنقدر مبهم، معنوی و احساسی است که راز بازی را افشا می کند. نورث، پگی و نویسنده هیچکدامشان معتقد نیستند آنچه که شاهدش هستند انحطاط نظام اجتماعی است و اراده ی عمل در دنیای مادی اصل لازم برای هر گونه تجدید معنوی واقعی است.

ادامه مطلب

در آثار ویرجینیا وولف بیش از هر رمان نویس انگلیسی دیگر ، نویسنده ی داستان با مشکل از هم گسیختگی مشخصه معنایی عام و نتایجش در رمان مواجه است . رمان نویسی که می پرسد، "منظور از واقعیت چیست؟" و در جواب می گوید، "به نظر چیزی غیر قابل پیش بینی و اعتماد که این لحظه در جاده ای غبار آلود، لحظه ای در تکه روز نامه ای در خیابان و لحظه ی دیگر در نرگسی زرد در آفتاب است." و همچنین قدرت باور مردم و عقاید عام در اصولی که باعث تمایز بین نویسندگان هم دوره اش و اسکات و جین آستین است را متذکر می شود، ملزم به وجود منتقد برای توضیح اینکه چرا و چه می کند، نیست.

ادامه مطلب

دغدغۀ اصلی این یاد‌داشت نقد نژاد‌پرستی به لحاظ اجتماعی، سیاسی و روانشناسی نیست بلکه نقد آن به لحاظ نظری و فلسفی است. نژاد‌پرستی درون خود دارای تناقضی است که در‌اینجا بناست با مفهوم‌پردازی فلسفی آشکار شود. پیش از بیرون‌کشیدنِ تناقض درونی نژاد‌پرستی، باید به خصلت بنیادینِ کلیت [Totality]، و تمایز ‘چیز’‌ها توجه کرد..

ادامه مطلب

آنچه به شکل فرقه اي خاص با عنوان معتزله در انديشه اسلامي معرفي مي‌شود، به فرقه‌اي برمي‌گردد که واصل بن عطا در بصره تاسيس کرد (131-105)و در عهد هشام و ديگر خلفاي اموي و در دوره عباسي تداوم يافت. در اين دوران فتوحات اسلامي به رکود رفته بود و مسلمانان در شهرها مستقر شده بودند. در آغاز اسلام، مسلمين در شبه جزيره عربستان ايماني ساده داشتند و در مساله وحي چون و چرايي نمي‌کردند. اما اعراب که دست به فتح کشورهاي ديگر زده بودند، به خواست خود رسيدند و بر تمدن‌هاي بزرگ آن روزگار تسلط يافتند. آنچه به ديگر مسلمان انگيزه فتح و استيلا بر ساير ممالک را تزريق مي‌کرد، احساس برتري ديني شان بر ساير اديان بود. بعد از جنگ‌هاي فراوان و تسلط يافتن بر ساير کشورها، حفظ مرزهاي فتح شده در اولويت بود. اگرچه با تصاحب ثروت ممالک اشغالي سپاه کافي براي حفظ مرزها و جلوگيري از شورش‌ها فراهم آمده بود، اما به هر حال آنچه پشتوانه اين استيلا بود، صبغه ديني و اعتقادي داشت. با آنکه کشورهاي ديگر با اعمال قدرت خلع سلاح شده بودند، اما به هر حال نظام حاکم براي اثبات هويت خود بايد پاسخگوي انديشه‌هاي قديمي‌تر آنها مي‌بود.

ادامه مطلب

سده‌یِ شانزدهم روزگارِ شگرفي ست که در آن چیزي به نام اروپا و تمدنِ اروپایی با قدرت و شکوهي بی‌مانند از دلِ جهانِ قرونِ وسطایی زاده می‌شود. نیروهایي که از سده‌یِ دوازدهم رفته-رفته بر هم انباشته شده و از سده‌یِ چهاردهم با رنسانسِ ایتالیا سخت فشرده‌تر شده بودند، در این سده نیرویِ زایایِ خود را از سویي در شکافتنِ سینه‌یِ اقیانوس‌ها به دستِ دریانوردانِ بی‌باک و ماجراجو برایِ یافتنِ «سرزمین‌هایِ ناشناخته» نمایان می‌کرد و، از سویِ دیگر، در جنب-و-جوشِ شگرفِ نقاشان در هنرآوری با شگردهایِ تازه‌یِ نمایشِ چشم‌انداز، و نیز فهمِ نویافته‌یِ علمی بر بنیادِ مشاهده و تجربه و ذهنِ کنجکاو در پیِ هر گونه کشف و اختراع. در این دوران بود که اروپا این نام را به خود گرفت و به «اروپایی بودنِ» خود در برابرِ دیگر تمدن‌ها و فرهنگ‌هایِ بشری آگاه شد. اروپاییان در مقامِ کاشفانِ خطرپیشه کره‌یِ زمین را در دریا و خشکی پیمودند. پیشاهنگیِ ماجراجویانِ اروپایی در شکافتنِ سینه‌یِ اقیانوس‌ها و پیمودنِ قاره‌هایِ دیگر و دست‌اندازی‌هایِ استعمارگرانه سببِ «کشفِ» دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها شد، و از آن جا هشیاری به خود و تاریخ و فرهنگِ «اروپاییِ» خود و احساسِ برتری و سرفرازی از آن. و در این پهنه‌یِ تازه‌یِ جنگِ قدرت بود که دولت-ملت‌هایِ نوخاسته‌یِ اروپایی، بریتانیا و فرانسه و هلند و اسپانیا و پرتقال، بر سرِ سروری بر اقیانوس‌ها و سرزمین‌هایِ نویافته به رقابت و ستیز برخاستند. همچنین، در همین دوران بود که مشاهده‌گری‌هایِ جهانگردانه در باره‌یِ شگفتی‌هایِ زندگانی‌ها و فرهنگ‌هایِ بشری در این سو و آن سویِ عالم و همسنجیِ آن‌ها زمینه‌یِ پیدایش و پرورشِ علومِ انسانی را نیز فراهم ‌کرد.

ادامه مطلب