مطالب پیشنهادی

23 Comments

  1. 1

    فرامرز

    خيلى خوب بود

    پاسخ
    1. 1.1

      Genesessiss@

      سلام وعرض ادب
      جناب شهریار قنبری سال‌های من با شما فاصله ها دارد؛اما این فاصله ها و تفاوت ها نتوانست با خواندن متنی به این روانی و سلیسی حس کنم ، گویی خود شما روبه روی من نشسته اید و پاسخ می‌دهید هر آنچه که میپرسم ؛شما انسانی فرهیخته و بسیار جلوتر از آدم‌های دیگر زندگی را ساخته اید ؛چقدر دوست داشتم موقعیتش فراهم میشد و ساعتها قصه های ناگفته یا کمترشنیده شده را می‌شنیدم؛متن شما کوتاه اما مطابق با وزن و گیرایی هر شخصی بدل مینشیند؛افسوس که شاعر برجسته ایی چون شما را در قلب ایرانمان نداریم ؛با آرزویی بلند برایتان
      شما را این چنین حس کردم
      باز باران با ترانه باگوهرهای فراوان می‌خورد بربام خانه،یادم اید روز شیرین ،گردش یک روز دیرین توی جنگل‌های گیلان کودکی ۶ساله بودم ؛می‌پریدم از جوی دور میگشتم ز خانه با دو پای کودکانه
      شما مرا به ۴۰ سال پیش بردین ؛و این حس وحال کار هر کسی نیست ؛ممنونم که با شنیدن صدای پر مهر و دست نوشته های زیبایتان مرا به سال‌های کودکی و شوق زیستن بردین ؛

      پاسخ
  2. 2

    yaghoub

    همچنان بینظیر.

    پاسخ
  3. 3

    یزدان شهیدزاده

    شهیار چقدر اسم کوچکت زیباست
    خیلی دوست دارم ها

    پاسخ
  4. 4

    آزاده

    تقدیم به شهیار عزیزم که دموکراسی عاطفه را بسیار دوست دارد

    پاسخ
  5. 5

    محسن

    … شهیار ما
    باز هم رها شدن با تو و ترانه های تو در دورترین ها ممکن میشود

    پاسخ
  6. 6

    سهیل

    براستی چقدر ترانه هایت به وجودمان نزدیک است گویی کسی از درونمان ترانه هایت را فریاد میزند درود بر تو ای شاعر آزادمنش

    پاسخ
  7. 7

    SAMIRA

    سهریار عزیز همیشه دوستت داریم. کاش جامعه ما باز هم با تو نو می شد.
    کاش اینجا بودی/ و تو را میگفتم/ دل من تنگ صدای خوش توست.

    پاسخ
  8. 8

    لی لا

    صدات بهم ارامش میده انگار سالهاست ک باهات زیست کردم. حرفای دلمو اواز میکنی.زنده باشی

    پاسخ
  9. 9

    سام نریمان

    فکر میکنم جناب قنبری زیادی شور و حال از خودشان نشان میدهند. فعلا که جای امن و راحتی نشسته اند. جالب است که ایشان زمانی از خود احساسات چپگرایانه هم ابراز میداشتند. عجیب است که اغلب چپگرایان چه آنها که عقیده داشتند و چه آنها که احساسا گرایش داشتند آخرکار سر از مهد سرمایه داری درآوردند. ظاهرا جای بدی نباید بوده باشد. بهرحال موفق باشند.
    شخصا بیشتر به پدر ایشان ارادت داشتم تا شاعر شوریده حالی مثل پسرشان.

    پاسخ
    1. 9.1

      میلاد

      حرومخوارها و جیره خورهایی مثل تو همان بهتر که طرفدار استاد نباشند.

      پاسخ
  10. 10

    محسن دهقان

    شهیار جان باز هم با ما باش،
    به راستی چه زیباست با تو بودن با ترانه های سبزت زیر باران احساست ماندن وخیس شدن.
    ما با چشمانی خیس و لبهای خشک در این کویر به دنبال چشمه ایم،
    شهیار بجوش بگذار گرمای وجودت را احساس کنیم.
    سبز باش ،سبز سبز

    پاسخ
  11. 11

    شادی

    تو ای نایاب ای ناب مرا دریاب دریاب

    پاسخ
  12. 12

    shahram

    هرگاه که به صدای توگوش میکنم مراباخودمیبری به هفده سالگی ام …شهیار عزیز . من اکثر کارهای شمارا دیده وشنیده ام.اما نمیدانستم که نون وبنیر و سبزی هم از سروده های ز یبای توست… یک دهان اواز سرخ تقدیم به زیباترین نام جهان

    پاسخ
  13. 13

    shahram

    شهیارجان کجایی…؟

    پاسخ
  14. 14

    اسی

    من عاشقشم ودوست دارم با من تماسی داشته باشد
    متشکرم

    پاسخ
  15. 15

    مهرنوش

    خیلی وقت ترانه هااز عشق عاطفه تهی شده ,ای نایاب ترین بازهم بامابزیست.

    پاسخ
  16. Pingback: آهنگ کودکانه فرهاد با ریمیکس دی جی مامسی (Dj Mamsi) | زیباشهر

  17. 16

    تيرداد

    شهیار
    مغرورِ دوست داشتنی . . .

    پاسخ
  18. 17

    حمید

    با انشاهای تابستانی تو تمام نوجوانی من، تمام تابستانهای من زنده می شود..تمام نمرات من ۲۰ میشود. هنوز به خاطر مینا شاگرد اول میشوم.. هنوز نفس میکشد…. هنوز اگر سری باشد رویایش هست
    نمی دانم چرا قصه مینا تمامی ندارد.. نمیدانم این مینا آخر در کجای قصه گم می شود… هی شاید هیچوقت

    پاسخ
    1. 17.1

      دوباره حمید

      نمی دانم چرا اندوه من و مینا تمامی ندارد…. باز از یاد لحظاتی می نویسم که تکرار یاد میناست…..باز به یاد انشاهای تابستانی من و مینا و به یاد پرسه های دبیرستانی….و لحظات امروز من به یاد تابستانهای من و مینا خیس همیشه خیس است…. کجای داستانی مینا؟
      کاش میشد من و شهیار چند فنجان شعر می نوشیدیم زیر غزلبارنهای دو نسل فاصله و فاصله ای که با باریکی یک موست…

      پاسخ
  19. 18

    سنا محمودی

    مطالب تون خیلی خوبه، لطفا مطالب بیشتری منتشر کنید

    پاسخ
  20. 19

    سامیار

    شهریار جان درود بر تو …..
    بوی باران تیرگی ابر همراه با قرمزی خون و بوی باروت
    این است امروز من و ایران

    نزاشتن هم صدایی رو بلد باشیم ….نزاشتن حتی باهم دیگه بد باشیم

    دوستدارم شهریار عزیز،🙂🌹

    پاسخ

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انتشار مقاله از سایت نصور در رسانه های دیگر بدون لینک منبع روا نیست.