<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Nasour نصور</title>
	<atom:link href="http://nasour.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nasour.net</link>
	<description>آرشیو مقاله های فارسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 Feb 2012 17:41:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
<xhtml:meta xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" name="robots" content="noindex" />
		<item>
		<title>حضور کارل مارکس در جنبش اشغال وال استریت :: علی رها</title>
		<link>http://nasour.net/1390.12.03/718.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.12.03/718.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 17:34:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش وال استریت]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه داری]]></category>
		<category><![CDATA[سوسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[علی رها]]></category>
		<category><![CDATA[کارل مارکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=718</guid>
		<description><![CDATA[اینکه مفاهیم کلیدی مارکس در نقد اقتصاد سیاسی امروزی شده اند و "پیشگویی" های وی فعلیت اجتماعی یافته اند، صرفا بواسطه درایت و نبوغ مارکس نیست. وجه مشخصه مارکس در بازآفرینی روش دیالکتیکی در برخورد با مقولات تجربی (آمپریک) است که بقول خودش به وی امکان "آزادی حرکت در امور مادی" را می دهد. لذا مارکس در تعیین روابط اجتماعی سرمایه داری، از سطح به عمق و از "نماد" به "ذات" رفته و تعارضات درونی و قوانین حرکت سرمایه را تا فرجام منطقی اش دنبال می کند. بهمین خاطر است که در جلد اول «سرمایه»، در بخش "فرآیند انباشت سرمایه"، تشخیص می دهد که ادامه منطقی تراکم و تمرکز سرمایه می تواند به شرایطی منتهی شود که " کل سرمایه اجتماعی در دست یک سرمایه دار واحد و یا یک شرکت سرمایه داری واحد متحد گردد." (سرمایه:۷۷۹:۱)]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.12.03/718.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سورن کی یر کگارد و رویکرد شاعرانه به فلسفه :: نسترن علویان</title>
		<link>http://nasour.net/1390.12.03/717.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.12.03/717.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 12:16:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله فلسفی زیزفون]]></category>
		<category><![CDATA[سورن کی یر کگارد]]></category>
		<category><![CDATA[نسترن علویان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=717</guid>
		<description><![CDATA[کی یرکگارد برای برداشت هایش از انتخابی بنیادین میان حالت "ملحدانه" و حالت اخلاقی زندگی و حتی برای "پرواز ایمان" فراتر از سطح اخلاقی به خوبی شناخته شده است. او مطالب بسیاری درباره تمایز میان حالت ممکن اخلاقی انسان دارد. یک حالت یادآور مفهوم هگلی زندگی اخلاقی است، در حالی که دیگری در برخی جنبه های شبیه به اخلاق کانتی است و نیز حالت وجودی رقیب آن را مطرح می کند و حالت سوم وابسته به درک او از زندگی اصیل و دینی است.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.12.03/717.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شوپنهاور، روایت غم انگیز حقیقت :: امائول پاپارلا :: مترجم: ابوالفضل رجبی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.12.02/716.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.12.02/716.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 15:52:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله فلسفی زیزفون]]></category>
		<category><![CDATA[آرتور شوپنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[امائول پاپارلا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر در فلسفه شوپنهاور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=716</guid>
		<description><![CDATA[شوپنهاور (1860-1788) نیز همچون کانت و ارسطو بیشترین اهمیت را برای هنر قائل است. وی تصور ارسطویی هنر به مثابه شناخت را می پذیرد، اما از ارسطو فراتر می رود. به زعم وی هنر رازگشایی از سرشت واقعیتی است که حقایق مابعدالطبیعی را پیشاروی ما قرار می دهد. شوپنهاور- همچون افلاطون و کانت- پدیدار را از واقعیت فی نفسه جدا می کند. جهانی که در تجربه هر روزه بر ما آشکار می شود، باز نمود محض است. این جهان در سیطره اصول تفرد و جهت کافی قرار دارد- بر اساس اصل جهت کافی هر رویدادی جهتی دارد و بر اساس اصل تفرد هر شخص یا شیئی از دیگران مجزاست.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.12.02/716.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دموکراسی و ناخشنودی‌هایش :: سید حسین امامی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.12.01/715.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.12.01/715.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Feb 2012 05:24:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[سید حسن امامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=715</guid>
		<description><![CDATA[ما نباید دموکراسی را با حاکمیت اکثریت یکی بدانیم. دموکراسی الزامات پیچیده‌ای دارد که مطمئنا شامل رأی‌گیری و احترام به نتایج انتخابات می‌شود؛ اما مستلزم حفاظت از حقوق وامتیازات شهروندی و آزادی‌ها، احترام به حقوق قانونی، تضمین گفت‌و‌گوی آزاد و توزیع بدون سانسور و اخبار و تفسیر بی‌طرفانه نیز هست. دموکراسی یک نظام مکانیکی نیست و تنها از یک قاعده نظیر حاکمیت اکثریت تشکیل نمی‌شود، دموکراسی نظامی است که الزامات زیادی دارد. در تعریف دموکراسی برحسب انتخابات آزاد، به حداقل قناعت شده است. در نظر بعضی دیگر تعریف دموکراسی بسیاری از نکات و دقایق ضمنی ایده‌آلی و جامع را شامل می‌شود و یا باید چنان باشد. در نظراین‌ها دموکراسی واقعی عبارت‌است از: آزادی، مساوات و برادری. در تئوری کلاسیک دموکراسی، دموکراسی بر حسب اراده مردم و نفع مردم تعریف شده است.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.12.01/715.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رایمون پانیکار، سکوت و سادگى مقدس :: حمیدرضا فرزاد</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.30/714.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.30/714.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Feb 2012 21:05:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله پاورقی فرهنگ و هنر و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[آیین هندو]]></category>
		<category><![CDATA[حمیدرضا فرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[رایمون پانیکار]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب هندو]]></category>
		<category><![CDATA[هندوییسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=714</guid>
		<description><![CDATA[پانیکار خود را صددرصد هندو و هندى و صد درصد کاتولیک و اسپانیایى توصیف مى کند و تحقق چنین تألیفى را حاصل زندگى دینى مى داند اما دین در مقام تجربه و نه ایدئولوژى. به عقیده او آن روزگار که ادیان مى توانستند به خلوت باشکوه خود پناه ببرند سپرى شده است. فى المثل در اروپا مردمان دیندار نمى توانند وجود میلیونها خارجى با فرهنگهاى مختلف را که اکنون در اروپا زندگى مى کنند نادیده بگیرند. دیگر نمى توانند این واقعیت را نادیده بگیرند که در سه چهارم سیاره ما مسیحیت دین غالب نیست. از همین رو باید گفت وگو وجود داشته باشد اما سؤال این است که چه گفت وگویى؟ پانیکار به گفت وگوى درون دینى و تجربى و نه گفت گو در سطح صرفاً نظرى و الهیاتى قائل است و مى گوید: «تا وقتى که من پذیرنده نباشم و نبینم که دیگرى دیگرى نیست بلکه جزیى از خودم است که به من کمال وسعت وجودى مى بخشد وارد گفت وگویى واقعى نشده ام. در واقع گفت وگوى درون دینى واقعى در خودم آغاز مى شود و بیشتر عبارت است از تبادل تجربه هاى دینى تا آموزه ها و اعتقادات نظرى. اگر از این مبنا شروع نکنیم هیچ گفت وگوى دینى ممکن نیست.» پانیکار ضمن رد معنویت گرایى هاى سطحى و کاذب مى گوید که گفت وگویى که مدنظر اوست گفت وگویى وجودى عینى و همدلانه است.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.30/714.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سپندار مذ؛ روز زن در ایران باستان :: ناهید توسلی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.29/713.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.29/713.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 21:12:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله پاورقی فرهنگ و هنر و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[آیین ها و جشن های کهن در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[بانو ایزد زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جشن اسفندگان]]></category>
		<category><![CDATA[روز عشق در ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[سپندار مذگان]]></category>
		<category><![CDATA[سپندارمد]]></category>
		<category><![CDATA[ناهید توسلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=713</guid>
		<description><![CDATA[روز پنجم اسفند، (=اسپندگان) در ایران باستان روز «زن» بوده است که زنان در این روز از شوهران خود هدیه می‎گرفته اند. ابوریحان بیرونی در کتاب «الملل و النحل» که از سپندارمد به عنوان فرشته و ملائک نام برده است مینویسد: «اسفندارمد ماه روز پنجم آن روز اسفندارمد است و برای اتفاق دو نام آن را چنین نامیدهاند و معنای آن عقل و حلم است.» او می افزاید: «در زمانهای گذشته این ماه به ویژه این روز عید زنان بوده و در این عید مردان به زنان بخشش مینمودند و هنوز این رسم در اصفهان و ری و دیگر شهرهای پَهله وجود دارد که به فارسی به آن مردگیران میگویند».]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.29/713.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چارلز دیکنز و اصلاح جامعه سرمایه‌داری :: حمید کیهان</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.28/712.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.28/712.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 19:32:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله ادبی هیچستان]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه داری]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>
		<category><![CDATA[نویسندگان انگلستان]]></category>
		<category><![CDATA[چارلز دیکنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=712</guid>
		<description><![CDATA[دیکنز را نمی توان "ادیب" به معنی رایج کلمه تلقی کرد، بلکه باید او را گزارشگری دانست که به جای استفاده از ادبیات به عنوان یک "هنر متعالی" و قابل استفاده "خواص"، شیوه قصه گویی را برگزید، در حالی که موضوع و مضمون قصه های خود را از محیط اطراف گرفته و در پیگیری هدفی مشخص به کار می برد. بررسی آثار دیکنز نشان می دهد که به خصوص در آثاری که پس از دستیابی به شهرت و رفاه نسبی خلق کرده، کوشیده است با تصویرپردازی انتقادآمیز از معیارها و روابط اجتماعی و فردی، ، مخاطبان خود را با بی عدالتی و خشونت مستولی بر جامعه آشنا سازد و شاید هم لزوم تغییرات را گوشزد کند.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.28/712.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مارتین هایدگر و گرایش به نازیسم در او :: محمدرضا پریشی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.28/711.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.28/711.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Feb 2012 23:56:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین هایدگر]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا پریشی]]></category>
		<category><![CDATA[نازیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=711</guid>
		<description><![CDATA[پرسش این است: در سبک و روش گفتمانی که هایدگر آغازگر آن بود چه چیزی وجود داشت که بخش نسبتاً بزرگی از روشنفکران اروپایی را تا بدین حد شیفته‌ی خود کرده بود، به‌طوری که آنان می‌توانستند از طریق مرتبط کردن ریشه‌دار‌ترین واکنش‌های غیر ارادی استالینی، با چند «تیک» اصلاح‌طلبانه، عوض اینکه درباره‌ی این اندیشه تردید کنند، ادلّه و شواهد را منکر شوند؟ اندیشه‌ای که حداقل درباره‌ی آن می‌توان گفت: «حامل دموکراسی نیست».]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.28/711.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زمینه‌ی پیدایش و پیشرفت ادبیات مدرن فارسی :: سعیده رجایی‌پور</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.27/710.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.27/710.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Feb 2012 04:38:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله ادبی هیچستان]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات مشروطه]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات معاصر]]></category>
		<category><![CDATA[سعیده رجایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[شعر معاصر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نو]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نیمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مشروطه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=710</guid>
		<description><![CDATA[پس از مشروطیت در نتیجه‌ی نفوذ فرهنگ نو در ذهن و زبان شاعران، عناصر تخیل و آرمان‌های شاعر تغییر کرد و مخاطب شاعر هم که پیش از مشروطیت شخص حاکم و سلطان بود، پس از مشروطیت به جامعه و ملت گسترش یافت. نتیجه‌ی مستقیم این تغییر آن بود که عواطف شاعر به جای من شخصی و فردی، به یک من اجتماعی و ملی تبدیل شود. تاریخ ادبیات ایران از آغاز تا نهضت مشروطیت، بیشتر تاریخ خواص و نخبگان جامعه بود. چون اکثر مردم، بر خواندن و نوشتن توانایی نداشتند و ادب گفتاری و شنیداری بیش از نوشتاری، و آثار منظوم بیش از آثار منثور در میان عامه‌ی مردم شایع بود. مشروطیت اگرچه انقلابی تمام عیار نبود، ولی در تحول اجتماعی و فرهنگی ایران نقطه‌ی عطفی بود که بر اثر آن نهادهای جدید فرهنگی از جمله مدارس جدید، مطبوعات، و احزاب تأسیس شدند و شاعران و سخنوران، دوشادوش ناطقان، سخنرانان و نویسندگان، ادب فارسی را با شور انقلابی و پیام‌های سیاسی به میان مردم بردند.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.27/710.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مقایسه محتوای آثار شاعران زن با شاعران مرد در شعر معاصر :: شبنم‌سادات کشفی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.26/709.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.26/709.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 17:52:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله ادبی هیچستان]]></category>
		<category><![CDATA[سهراب سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر معاصر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نو]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نیمایی]]></category>
		<category><![CDATA[طاهره صفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[علی موسوی گرمارودی]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ فرخزاد]]></category>
		<category><![CDATA[محمد تقی بهار]]></category>
		<category><![CDATA[ملک‌الشعرا]]></category>
		<category><![CDATA[پروین اعتصامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=709</guid>
		<description><![CDATA[مهمترین نکته‌ای که در اولین برخورد با شعر شاعره‌های جوان معاصر به چشم می‌خورد کمبود اصالت و فقدان استقلال لازم شعری است. اکثریت اشعار شاعره‌های جوان سوزناک و دردآور است و می‌بینم که حتی از تأثیر تصویرسازی دلنشین هم در این اشعار خبری نیست و آنچه اصالت کار شاعران بزرگ است در شعر شاعره‌ها دست نزده باقی مانده است و تنها رویه کار مورد تقلید است. به سادگی می‌توان یکی از علل توجه شاعرها به شعر فروغ فزخزاد، اشتراک شرایط زندگی آنها دانست. اکثر شاعره‌های ما به علت شرایط زندگی و نیز به خاطر موقعیت‌ سنی خویش "عشق" را مظهر اصلی شعر خود برگزیده‌اند و در حدود 80% از مجموع اشعار آنها به اصطلاح "عاشقانه" است.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.26/709.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

