<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Nasour نصور</title>
	<atom:link href="http://nasour.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nasour.net</link>
	<description>آرشیو مقاله های فارسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 11:52:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
<xhtml:meta xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" name="robots" content="noindex" />
		<item>
		<title>علوم انسانی و ما :: رضا داوری اردکانی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.16/702.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.16/702.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 11:50:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله پاورقی فرهنگ و هنر و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[رضا داوری اردکانی]]></category>
		<category><![CDATA[علوم انسانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=702</guid>
		<description><![CDATA[هنگامی که علوم انسانی به ایران آمد، با زمینه‌‌های علمی و فکری ما بیگانه بود و هیچ جا و معنایی نداشت، ولی به هر حال، علمی بود که در جهان متجدد پدید آمده بود. این علم جغرافیا نمی‌شناخت، بلکه جهانی بود و به همه جا می‌‌رفت. علم جدید مثل تجدد در خود نیروی گسترش دهنده‌ای داشت و بنابراین در برابر آن مقاومت وجهی نداشت. البته اقتباس درست علم با نقد صورت می‌‌گیرد و در این صورت، اقتباس آن نه تنها عیب نیست، بلکه هر چه باشد، مایه شرف است. مهم این است که دانشجو بداند چه می‌‌آموزد و برای چه می‌‌آموزد.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.16/702.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖﻫﺎی ﮔﺮﻳﺰﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻋﻘﻞ :: سروش دباغ</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.15/701.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.15/701.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 12:07:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله فلسفی زیزفون]]></category>
		<category><![CDATA[سروش دباغ]]></category>
		<category><![CDATA[لودویگ ویتگنشتاین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=701</guid>
		<description><![CDATA[ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻟﻮﺩﻭﻳﮓﺟﻮﺍﻥ ﺗﺮﺍﻛﺘﺎﺗﻮﺱ ﺭﺍ ﻣﻲﻧﻮﺷﺖ، ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﻱ ﻓﺮﮔـﻪ، ﺭﺍﺳـﻞ ﻭ ﻛﺎﻧـﺖ ﻣﻲﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻃﻲ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﮔﻴﺮﺩ ﻛﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺍﻣﻜـﺎﻥﭘـﺬﻳﺮﻣـﻲﻛﻨﻨـﺪ. ﺑـﻪ ﺗﻌﺒﻴـﺮﺑﺮﺧـﻲ ﺍﺯ ﺷـﺎﺭﺣﺎﻥ ﺗﺮﺍﻛﺘ ﺎﺗﻮﺱ، ﻭﻳﺘﮕﻨ ﺸﺘﺎﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻳ ﺎﻡ ﭘــﺮﻭﮊﻩﺍﻱ ﺍﻧﻘﻼﺑـﻲ ﺭﺍ ﭘــﻲﮔﺮﻓ ﺖ، ﭘــﺮﻭﮊﻩﺍﻱ ﻛــﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﭼﻮﻥ ﻭﺿﻌﻴﺖﻫﺎﻱ ﺍﻣﻮﺭ، ﺍﻣﺮﻭﺍﻗﻊ، ﻫﻢﺭﻳﺨﺘﻲ، ﻓﻀﺎﻱ ﻣﻨﻄﻘﻲ، ﺳﻮﮊﻩ ﻣﺘﺎﻓﻴﺰﻳﻜﻴﻮ ـ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺟﻬﺎﻥﺷﻤﻮﻝ ﻣﻲﻧﻤﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻭﻳﺘﮕﻨﺸﺘﺎﻳﻦ ﻛﺜﺮﺕ ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻮﻳـﻞ ﺑـﻪ ﻭﺣـﺪﺕ ﺯﺑـﺎﻥﻫـﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛـﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﺮﺍﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑـﺴﺘﻪﺍﻧـﺪ، ﻧﺎﺩﻳـﺪﻩ ﻣـﻲﮔﺮﻓـﺖ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﭼﻮﻥ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻣﻨﻄﻘﻲ، ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻭ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻣﺪﻟﻮﻟﺼﺒﻐﻪ ﺟﻬـﺎﻥﺷـﻤﻮﻝ ﺩﺍﺷـﺖ ﻭ ﺑـﺮ ﻫﻤﻪ ﺯﺑﺎﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻲﺷﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺒﺐ، «ﺳﻮﮊﻩ ﺗﺠﺮﺑﻲ» ﻛـﻪ ﺑـﺮﺍﻧـﺴﺎﻥ ﺍﻧـﻀﻤﺎﻣﻲ ﺍﻳﻨﺠـﺎﺑﻲ ﺩﻻﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻢ ﺳﻮﮊﻩ ﻣﺘﺎﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ﺭﻧﮓ ﻣﻲﺑﺎﺧﺖ ﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮﺩﺍﺯﻱ ﻓﻠﺴﻔﻲ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻧﻤﻲﺷﺪ. ]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.15/701.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سیر مدرنیسم در روزگار قاجار :: امیر نعمتی لیمایی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.15/700.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.15/700.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 11:17:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[امیر نعمتی لیمایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیرکبیر]]></category>
		<category><![CDATA[قاجاریه]]></category>
		<category><![CDATA[مدرنیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=700</guid>
		<description><![CDATA[از مهمترین جریان هایی که در عصر قاجارها به وجود آمد فکر تغییر و اندیشه نوین مبتنی بر اصلاحات بود. درحقیقت، آنچه موجب پدیدار گشتن این جریان شد بروز شرایط خاص بود که لزوم بازسازی و اصلاح را میطلبید. عواملی چون تماس با غرب، تاثیر حضور استعمار، انسجام اجتماعی در قالب شکل گیری طبقات نوین، اشاعه فکر نو و درخواست استمرار تغییرات، مسافرت رجال و دانشجویان به فرنگ و انتقال مشاهدات به هموطنان، ورود پدیده های جدید تکنیکی، فنی، فرهنگی (تلگراف، روزنامه، مدرسه و...) ، به خصوص طرح آرای اندیشمندان و خردورزان اروپایی در مورد آزادی، برابری، سوسیالیسم، قانون مدنی و مشروطیت سبب شد تا موجی از داخل و خارج نظام قاجار برای انجام تغییرات گسترده به پا خیزد. چنین به نظر میآید که بروز این شرایط خاص که به تعبیری میتوان آن را با مفهوم مدرنیسم و ورود مدرنیته به ایران یکسان پنداشت سببی بر آن شد تا برخی رجال آگاه تر پی ببرند که جامعه شان چه میزان عقب مانده میباشد و در جوامع دیگر چه تغییر و تحولاتی رخ داده است و در نتیجه رویای اصلاح و خیال تحول را در سر بپروانند.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.15/700.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بگذارید گاندی بمیرد :: نصور نقی پور</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.12/698.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.12/698.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 07:52:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[آیین هندو]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه عدم خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تز وجدت روح ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[ساتیاگراها]]></category>
		<category><![CDATA[مهاتما گاندی]]></category>
		<category><![CDATA[نصور نقی پور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=698</guid>
		<description><![CDATA[اولین سنگ بنای شخصیت گاندی را مذهبی بنا نهاد که او از نیاکانش به ارث برده بود. او به رسم آئین هندو بودایی، گوشت و زن و شراب را بر خود حرام کرد تا مبادا اسیر جاذبه های زندگی شود. احترام به توازن و نظم طبیعت، نوعی مبارزه منفی را در وی پرورد که او با سکوت و روزه های پیاپی آنرا نشان می داد. ازدواج زود رس او و مرگ پدرش در زمانی که گاندی در بستر زناشویی بود باعث شد که او بیکباره دل از زن بکند و تجرد اختیار کند. این ضربه سخت باعث شد که او همیشه در پی لذتهای معنوی که حتی بیشتر اوقات انتزاعی می نمودند، برود. او در بر خورد با غرب دو نوع نگاه را تجربه کرده است. نگاه اول او بدلیل جوانی و ناپختگی، یکسره مبتنی بر تقلید و تجمل است و نمی تواند در برابر تفاوتهای غرب نسبت به جامعه اش نگاه تحلیلی داشته باشد. جاذبه های غرب در این دوران او را شیفته میکند و حتی رفتار و کردار گاندی را نیز تغییر می دهد. اما هنگامی که به بلوغ فکری می رسد و مطالعاتش در زمینه های ادیان و فرهنگ شرق آغاز می شود، از قالب یک انسان معمولی خارج و به یک تئوریسن زندگی انسانی تبدیل می شود که می تواند برای وجوه مختلف زندگی حرفهای تازه ای داشته باشد.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.12/698.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هنر از دیدگاه افلاطون :: علی مراغه ای</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.12/697.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.12/697.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 03:20:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله فلسفی زیزفون]]></category>
		<category><![CDATA[افلاطون]]></category>
		<category><![CDATA[علی مراغه ای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=697</guid>
		<description><![CDATA[هیچ فیلسوف و نابغه ای به اندازه افلاطون به طرد و رد هنرها به خصوص شعر نپرداخته است. و شدت و تندی که در نبرد و ستیز با شعر به مثابه دشمن خرد از خود نشان داده بی سابقه است، در حالی که او، خود یکی از هنرمندان بزرگ جهان و از بزرگان عالم شعر است و به تأثیر ژرف و عمیق آثار هنری در زندگی انسانها واقف بوده است. ولی آنجا که پای حقیقت و معرفت در میان باشد، سرودن شعر را نوعی بیهوده گویی می داند بطوری که سراینده آن حتی اطلاع از شخص خویش ندارد...]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.12/697.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همه‌ی ازدواج‌‌های ارنست همینگوی :: محمد حسنلو</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.11/696.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.11/696.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 13:16:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله ادبی هیچستان]]></category>
		<category><![CDATA[ارنست همینگوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسنلو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=696</guid>
		<description><![CDATA[همینگوی بعد از ریچارسون سه بار دیگر ازدواج کرد ولی تاثیر اخلاق و رفتار ریچاردسون در زندگی به قدری بود که تا انتهای عمرش او را رها نکرد و همیشه در نوشته‌هایش از پاریسی زیبا یاد می‌کرد که عشقی ساده به او بخشیده بود...
]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.11/696.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تصویر اخلاقی از جهان؛ تحلیلی نو از فلسفه اخلاق کانت :: دیتر هنریش :: مترجم: مجید ابوالقاسم زاده</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.11/695.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.11/695.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 11:18:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله فلسفی زیزفون]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[امانوئل کانت]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید ابوالقاسم زاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=695</guid>
		<description><![CDATA[نظر کانت درباره تصویر اخلاقی از جهان ارتباط تنگاتنگی با الهیات اخلاقی وی دارد. دیدگاه های کانت درباره الهیات اخلاقی متفاوت بوده است. او پیش از انتشار نقد اوّل از الهیات اخلاقی اول خود کناره گرفت. نظریه دوّم وی، که هنریش از آن به «نظریه میانی» تعبیر می کند، در فصول پایانی نقد اوّل مطرح شد. این نظریه بسیاری از ویژگی های نظریه اوّل را حفظ کرد. کانت در طول تألیف بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق به ردّ کامل نظریه میانی پرداخت و زمینه را برای نظریه سوّم خود در باب الهیات اخلاقی فراهم کرد. این نظریه برای اوّلین بار در نقد دوّم بیان شد و در نقد سوّم ظهور بیشتری یافت.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.11/695.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گیسوی چنگ ببُرید به مرگ می ناب &#8230; :: پیرایه یغمایی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.11/694.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.11/694.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 07:20:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله ادبی هیچستان]]></category>
		<category><![CDATA[پیرایه یغمایی]]></category>
		<category><![CDATA[گیسو در فرهنگ و ادب فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=694</guid>
		<description><![CDATA[مو، گیسو، گیس، زلف، طرّه  – با اندک تفاوتی در شکل آراستن -  به دلیل پیچ و خم و  بلندی و سیاهی و افتادگی- هم در اسطوره ها و هم درداستان های فولکلوریک نقشی بسیار پایه  ای دارد که اگر به رمز و راز و نمادهای آن توجه نشود، بی گمان به بسیاری از معانی رازگونه نمی توان پی برد. و جالب اینجاست که این رازگونگی، نه تنها در همه ی اقوام و ملل وجود دارد، بلکه  بسیار هم به هم نزدیک است. «مو» در مرتبه ی اول نماد «هستی» و «جان» و «زندگی» است.]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.11/694.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به مرگ سقراط در غرب و سیاوش در شرق :: حسن فشارکی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.09/693.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.09/693.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Jan 2012 09:39:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله پاورقی فرهنگ و هنر و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن فشارکی]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ سقراط]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=693</guid>
		<description><![CDATA[اینجا آتن است؛ مهد دموکراسی، سرزمین دولت‌شهر، زادگاه اندیشه. همان چشمه ساری که رود بیکران آن کران تا کران مغرب‌زمین را مشروب کرده است. سال 399 قبل از میلاد، هنوز بیش از چهار قرن مانده تا آن ناصری به‌دست رومیان و یهودیان محاکمه و سپس بر دار شوند. اینجا نیز محاکمه‌ای برپاست. آیا دزدی است که محاکمه می‌شود؟ مستبدی است که ستون‌های دموکراسی و آزادی شهر را تهدید می‌کند؟ تاریک‌اندیشی است که فلسفه درخشان سرآغاز تمدن بشری را به چالش نشسته؟ نه! این سقراط است؛ آموزگار اخلاق، کسی که زندگی‌اش را وقف آموزش جوانان کرده است. پایبند به اخلاق، به قانون و به خدایان. اما دریغا که زعمای شهر قدرش را نشناختند و او را به فساد و بی‌دینی متهم کردند. خود وی اتهامش را این‌گونه خلاصه می‌کند «سقراط رفتاری خلاف دین پیش گرفته و در پی آن است که به اسرار آسمان و زمین پی ببرد. باطل را حق جلوه می‌دهد و این کارها را به دیگران نیز می‌آموزد»...]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.09/693.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برتراند راسل و آندره ژید؛ شیفتگان شورشی :: احسان نراقی</title>
		<link>http://nasour.net/1390.11.09/692.html</link>
		<comments>http://nasour.net/1390.11.09/692.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 23:36:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نصور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله سیاسی صلح جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[آندره ژید]]></category>
		<category><![CDATA[احسان نراقی]]></category>
		<category><![CDATA[برتراند راسل]]></category>
		<category><![CDATA[شوروی]]></category>
		<category><![CDATA[کمونیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nasour.net/?p=692</guid>
		<description><![CDATA[چگونه دو نویسنده عالی‌مقام و مشهور جهانی، برتراند راسل و آندره ژید بعد از انقلا‌ب اکتبر 1917 شیفته و مجذوب کمونیسم و شوروی شدند ولی بعد از بازدید از این کشور برای همیشه در یأس و نومیدی از کمونیسم فرو رفتند. ]]></description>
		<wfw:commentRss>http://nasour.net/1390.11.09/692.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

