این سایت محصول یک دغدغۀ شخصی نسبت به گسترش محتوای مفید در وب فارسی است که در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات اقدام به انتشار مقاله خواهد کرد. این پروژۀ فرهنگی در حال گسترش است و از هرگونه همکاری و پیشنهاد شما دوستداران فرهنگ و اندیشه در جهت ارتقای سطح کیفی سایت، صمیمانه استقبال خواهد شد.
خط مشی و اهداف سایت بدین ترتیب اعلام خواهد شد:

- کمک به گسترش محتوای مفید در وب فارسی
- ایجاد یک منبع مقاله در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات
- کمک به نشر الکترونیکی آثار نویسندگان جوان و ناشناخته
- جمع آوری آرشیوهای کهنه در وب، بازآوری و دسته بندی آن

با سپاس و احترام: نصور نقی پور

خبرنامه

برای دریافت آخرین مقاله های سایت نصور، با وارد کردن ایمیل خود و تایید کردن لینکی که توسط feedburner به آدرس ایمیل شما ارسال می شود، عضو خبرنامه بخش مقاله های سایت شوید


حتما از طریق کلیک بر روی لینک ایمیل ارسالی از feedburner عضویت خود جهت دریافت روزانه مقالات را تایید کنید

خبرنامه که حاوی آخرین مقاله ها می باشد هر روز ساعت پنج عصر به وقت تهران به آدرس ایمیل شما ارسال می شود.

بایگانی های ماهانه: مارس 2012

در ایران کهن چهار عنصر مقدس وجود داشت؛ آب؛ باد؛ خاک و آتش. چهارشنبه سوری جشنی است که همانند سده و آذرگان با آتش پیوند دارد. چهارشنبه سوری یکی از جشن های بزرگ و کهن آریاییان است؛ جشنی که تا امروز اهمیت و جایگاه خود را نزد ایرانیان حفظ کرده و در غروب دل انگیز چهارشنبه پایان سال جملگی ایرانیان را به سرور و نشاط دعوت می کند. به طور کلی جشن های ایرانی یک پیام بزرگ و مهم برای ایرانیان دارد و آن اینکه رسوم و آداب تمدن ایران برای همه زمان ها و مکان ها زنده و پویاست و مشمول گذر زمان و مکان نمی شوند. «سوری» واژه یی پهلوی به معنای سرخی است. آتش افروزی در چهارشنبه پایان سال موجب شده است این رسم دیرین و کهن به این نام مشهور شود. سوری همچنین نماد گرمی است که با آمدنش سرما و سختی و خشکی زمستان را محو می سازد و نوید آمدن بهار را می دهد.

ادامه مطلب

تجاوز جنسی، در تعریف عبارت است از تجاوزی که منظورش صرفاً آمیزش جنسی نیست و معمولاً با قدرت جسمی یا به زور جسمی صورت می گیرد و بیشتر در اثر میل به سلطه جویی یا تحقیر فرد مورد تجاوز رخ می دهد و می شود گفت که بیشتر یک عمل خشونت آمیز است تا یک عمل جنسی. در بیشتر موارد می بینیم که مرد تجاوزگر شخصی است که برای قربانی آشناست. اغلب تجاوزهای جنسی از پیش طراحی می شوند و بیش از نیمی از آنها در منزل خود قربانی اتفاق می افتد. در برخی موارد (مخصوصاً در مواردی که قربانی خردسال یا نابالغ است) شاید قربانی ابتدا گمراه شود و سپس مورد تجاوز قرار گیرد. ولی اگر فرد قربانی تمایلی نشان ندهد، به احتمال زیاد این عمل با زور و تصرف انجام می شوند.

ادامه مطلب

برای بسیاری از ما میشل فوکو فیلسوف قدرت است. این درحالی است که بسیاری هم از اینکه نام فوکو را در میان فیلسوفان سیاست ببینند تعجب میکنند. در واقع کسانی که آثار فوکو یا شروح قدیمیتر ــ نظیر کتاب کلاسیک درایفوس و رابینو، یا شرح فارسی محمد ضیمران ــ را میخوانند، بیش از آنکه او را فیلسوف قدرت بدانند، فیلسوف تاریخ و دلالت میدانند. در پایان کتاب درایفوس و رابینو (میشل فوکو فراسوی ساختارگرایی و هرمنوتیک) فوکو مطلبی با عنوان سوژه و قدرت نوشته است. او در این مقاله کوشیده است خواننده را قانع کند که بحث اصلی او به هیچ وجه قدرت نیست، بلکه این بحث صرفاً پیامد مطالعاتش درباب شکل گیری تاریخی سوژه در غرب است. گروه اول خوانندگان، این مقاله را تأکیدی بر حرف خودشان میدانند که به هر حال فوکو حتی در همین مقاله هم دربارۀ قدرت بحث کرده است؛ این در حالی است که گروه دوم، اساساً تعجب میکنند که چرا فوکو چنین مقاله ای نوشته است، مگر کسی فوکو را فیلسوف قدرت هم میداند؟

ادامه مطلب

در آوریل ۱۹۲۸ ارنست میلر همینگوی همراه همسر دومش، پائولین فایفر، برای اولین بار پا به هاوانا گذاشت. آن دو با کشتی انگلیسی اُریتا از لا روشل به کی‏وست می رفتند، نزدیک یازده ماه بود ازدواج کرده بودند و هیچ‏ علاقه‏ی به شهر کارائیبی نداشتند الاٌ این که بعد از زمستان سخت فرانسه و دو هفته سفر روی آن اقیانوس بی‏کران، دو روز در منطقه‏ ی حاره توقف کنند.

ادامه مطلب

خوان رولفو نویسنده‌ی حرفه‌ای نبود. حرفه‌ای به این معنی که کارش نوشتن باشد واز این راه گذران بکند. او به مشاغل متعدد روی آورد، از جمله کار کردن در اداره‌ی مهاجرت، بعد استخدام در کارخانه‌ی لاستیک‌سازی گودریچ و آنگاه استخدام در ادارات دیگر. روزنامه‌نگاری هم زندگی‌اش را تامین نمی‌کرد و کار دانشگاهی هم نداشت. رولفو را به هیچ معنی نمی‌توانیم روشنفکری از نوع اوکتاویو پاز بدانیم. او می‌نوشت از آن روی که ناچار از نوشتن بود. بی‌گمان خوانندگان او این ضرورت را در داستان‌های‌اش احساس کرده‌اند، نوعی فوریت و فشردگی که با تجربه‌ای عینی و ملموس پیوند می‌یابد. اما این تجربه در آمیخته با فراست و مهارت ادبی سرشاری است که خود از مطالعه‌ی گسترده و مداوم حاصل شده است. رولفو آموخته بود که روستاییان خود را از دل نوشته‌های فاکنر و توماس وولف و جیمز جویس و کنوت هامسن بیرون بکشد. این مطالعه‌ی گسترده سبب شد که پدرو پارامو از ویژگی‌ها و جایگاهی کلاسیک برخوردار شود. اما رولفو نویسنده‌ای است که رمان موجزش را نه با مرکب که با خون خود می‌نویسد و خواننده برای دریافت این نکته باید زندگی نامه‌ی او را با این رمان مقایسه کند.

ادامه مطلب

چگونه می‌توان خود را در معرض هدایت قرآن قرار داد؟ این پرسشی است که مرحوم آیت‌الله طالقانی در آغز تفسیر پرتوی از قرآن با خواننده مطرح می‌سازد. آنچه در پی می‌آید، بخشی از پاسخ آن پیر فرزانه به همین پرسش است. همچنان که در پایان این نوشتار آمده، خوانند ارجمند درمی‌یابد که آن بزرگمرد این کتاب شریف را در زندان و به واقع در نامناسب‌ترین مکان برای تحقیق و تألیف نگاشته است.

ادامه مطلب

اگوست کنت را پایه گذار پوزیتیویزم دانسته اند. او از کسانى بود که منکر فلسفه عقلى شد و طبق دیدگاه تاریخى اش دین و فلسفه را مربوط به دوره هاى گذشته مى دانست و معتقد بود علم مثبت «positive» علم تجربى است که علت هر پیشامد را در پیشامد تجربى دیگر مى جوید و بدین سان به قانون هاى علمى که را بطه ثابت میان نمودها هستند دست مى یابد.

ادامه مطلب

این مقاله در پی بررسی این موضوع است که آیا تیوتن را می‏توان پوزیتیویست نامید؟ در این صورت آیا رواست از متافیزیک نیوتون سخن راند؟ هر چند تکیه بحث بر«نیوتون»عالم بلند آوازه پیش قراول انقلاب علمی است، اما سعی شده از افقی فراتر، معرفت‌شناسانه پوزیتیویسم و متافیزیک را به کاوش بگیرد. در این رهگذر نیم نگاهی نیز به فیزیک معاصر داشته آراء متافیزیک مخفی در دیدگاه‌های فیزیکی نام‏آوران قرن اخیر را عیان کرده است. چارچوب این تحقیق در دو فصل قوام می‏یابد: 1-نیوتون پوزیتیویست، 2- ناگزیری از متافیزیک.

ادامه مطلب

فیلسوف‌ها در مورد مسائل اساسی مانند وجود خدا، نامیرایی روح و آزادی، اشتراک نظر ندارند. به همین علت به نظر کانت، نقد عقل در دادگاهی که خود عقل در مورد ادعاها و محدودیت‌های خود قضاوت کند، ضروری است. فقط عمل نقد است که می‌تواند باعث شود فلسفه به جدل‌های بیهوده تبدیل نشود و شکاکیت افرادی مثل هیوم بر فلسفه چیره نشود.

ادامه مطلب

انکسیمندروس (547-610 قبل از میلاد)معتقد بود ضرورتی ندارد آب یا هوا یا آتش را قطعاً به عنوان اصل یا صورت نخستین جسم مشخص سازیم. علت مادی و عنصر نخستین اشیاء چیزی بی کران و نامتعین (آپایرون)است که همه اشیاء از آن پدید آمده و دوباره به آن باز خواهند گشت. این ماده نامحدود، همه جهان های بی شمار را دربر گرفته و زمان بدین سان تعیین کننده پیدایش، هستی و از میان رفتن است. حرکت جاویدان است و در نتیجه همه آسمانها در آن به وجود می آیند؛ زیرا بدون حرکت، پیدایش و زوال وجود ندارد. مقدر است اشیاء بار دیگر از اصل خود دور گردند تا بتوانند بی عدالتیها و کینه جوییها و ستمهای روا داشته خود نسبت به یکدیگر را در مدتی معلوم و محتوم جبران کنند. جهان به صورت مجموعه اضدادی نظیر گرمی و سردی و رطوبت و خشکی در مقابل ما نمایش می یابد و لذا مناسبتر است اضداد را همچون موجوداتی منفک از توده ای بدانیم که هیچ یک از اضداد را اختصاصاً به عنوان ماده اولی یا جوهر نخستین در بر نگرفته است. این عناصر با یکدیگر تضاد دارند؛ چنانکه هوا سرد است و آب، مرطوب و آتش، حرارت دارد و لذا در صورت بی کرانی یا عدم تناهی هر یک از این عناصر، دیگر عناصر مجالی برای ظهور نمی یافتند. پس جز یک جوهر جاوید و لایزال نباید وجود داشته باشد و آن عبارت از چیز یا امر نامتعینی است که ماسوا را به وجهی احسن پدید آورده است.

ادامه مطلب